صنایع دستی اصفهان  ,عکس بازیگران ایرانی  ,فریت بار به امریکا  ,دانلود کتاب  ,عطر ادكلن  ,میناکاری  ,ویبره  ,خرید دامنه  ,اخبار روز  ,گن لاغری  ,

سبز مشاور

 سيره عملي و اخلاقي امام جواد(ع) سيره عملي و اخلاقي امام جواد(ع) سيره عملي و اخلاقي امام جواد(ع) .

سيره عملي و اخلاقي امام جواد(ع)

روايت سيره عملي و اخلاقي امام جواد

سيره اخلاقي امام عليه السلام
انسان به طور فطري دوست دار كمال و فضيلت هاي انساني است. او به افراد كمال يافته و آراسته به فضائل و زيبايي هاي معنوي و حقيقي، عشق مي ورزد و بي اختيار آنان را تحسين مي كند. رمز توفيق امامان شيعه را در صيد دلهاي پاك و مستعد مي توان در همين نكته جستجو كرد. چرا كه امامان معصوم عليهم السلام جامع فضائل و مناقب و شايسته ترين انسان هاي عصر خود بوده اند و حقيقت جويان و سعادت طلبان عالم كه وجداني آگاه و عقلي پويا دارند – بدون در نظر گرفتن آئين و اعتقادات خود با مطالعه زندگي، رفتار و سيره ائمه اطهارعليهم السلام از عمق جان شيفته آنان مي شوند و در موارد بسياري مطالعه همين سيره و اخلاق، آنان را به سوي حق و حقيقت راهنمون مي شود. دقيقاً قرآن كريم مهم ترين راز موفقيت رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلم را در همين زمينه مي داند و مي فرمايد: اِنكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيم
/پاورقي۱٫ قلم – ۴٫/
اي رسول ما! تو يقيناً داراي اخلاق عظيم و برجسته اي هستي.
به همين مناسبت در اين فرصت براي آشنايي بيشتر با پيشواي نهم عليه السلام فرازهائي زرين از سيره تربيتي و ويژگي هاي اخلاقي آن بزرگوار را نقل مي كنيم.

صبر و بردباري
امام نهم عليه السلام در مقابل مصائب و گرفتاري هاي روزگار به شدت شكيبا و بردبار بود. آن حضرت در مقابل حوادث سخت و پيش آمدهاي ناگوار هيچ گاه برآشفته و مضطرب نمي شد بلكه با اتكال به خداي متعال به صبر و تحمل روي مي آورد. البته اين در صورتي بود كه به شخص حضرت مشكلات روي مي آورد؛ اما در مورد اصول اسلامي و حدود الهي كاملاً در مقام دفاع برآمده و موضع گيري هاي اساسي و حساب شده داشت. مدارا با همسر ناشايست، بردباري در قبال ستم هاي حاكمان مستبد و صبر در ناملايمات فراوان زندگي همانند شهادت پدر، نمونه هايي از بردباري آن حضرت است. آن بزرگوار صبر بر مصائب را از بهترين صفات نيك مردان قلمداد كرده و مي فرمود:
اَلصبْرُ عَلَي المُصيبَهِ مُصيبَهٌ عَلَي الشامِتِ بِها
/پاورقي ۲٫ كشف الغمه، ج ۳، ص ۱۹۵٫/
شكيبائي بر ناملايمات و مصائب، بر شماتت كنندگان مصيبت زده ناگوار است. مردي از حضرت جوادعليه السلام تقاضا كرد كه وي را سفارشي بنمايد. امام عليه السلام فرمود: آيا اگر موعظه كنم، آن را پذيرفته و عمل مي كني؟ گفت: بلي. امام فرمود: تَوَسدِ الصبرَ، وَاعْتَنِقِ الفَقر
/پاورقي ۳٫ تحف العقول، ص ۴۵۵٫/
صبر را تكيه گاه و پشتوانه خود قرار داده، در رويارويي با فقر و ناكامي آن را در آغوش گيرد. ابن مهران مي گويد: حضرت جواد عليه السلام در نامه اي به يك مرد مصيبت زده چنين نگاشت: حادثه ناگوار مرگ فرزندت را يادآور شدي و اضافه نمودي كه فرزند از دست رفته ات محبوب ترين فرزندت بود. روش خداوند متعال اين گونه است كه از والدين دوست داشتني ترين فرزند را مي گيرد تا پاداش مصيبت ديده را عالي تر و بهتر عنايت كند. خداوند، پاداش تو را زياد كند و جزاي نيك در عزايت عنايت فرمايد و به تو صبر عطا نموده و دلت را محكم گرداند. او، خداي قادر و تواناست و به زودي جانشين شايسته اي در عوض فرزند از دست رفته ات به تو ارزاني دارد. اميدوارم كه خداوند دعايم را در حق تو بپذيرد. ان شاء الله تعالي.
/پاورقي۴٫ الكافي، ج ۳، ص ۲۰۵٫/

شجاعت در گفتار
امام جوادعليه السلام تمام فضائل اخلاقي و كمالات انساني را از اجداد طاهرين خود به ارث برده بود. يكي از خصلت هاي والائي كه آن گرامي به تمام معنا حائز بود، شجاعت و صراحت لهجه در گفتارهاي حق طلبانه بود. روزي مأمون الرشيد از گذرگاهي عبور مي كرد، كودكاني كه در كوچه بازي مي كردند از مشاهده موكب سلطنتي مأمون ترسيده و پا به فرار گذاشتند. فقط يك كودك در جاي خود ايستاده بود. مأمون به نزد كودك رسيده و از او پرسيد: چرا تو مثل ديگر بچه ها فرار نكردي؟ و از سر راه ما كنار نرفتي؟ كودك با كمال شجاعت اظهار داشت: من گناهي مرتكب نشده ام تا به خاطر ترس از كيفر آن فرار كنم و راه هم كه براي خليفه تنگ نيست تا با كنار رفتن آن را بگشايم. تو از هر كجاي راه دوست داري، بگذر! مأمون كه از منطق قوي و صراحت لهجه كودك تعجب كرده بود، گفت: تو كيستي؟ كودك با افتخار تمام گفت: من، محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام هستم. مأمون پرسيد: چقدر از علوم و دانش مطلع هستي؟ امام جوادعليه السلام فرمود: علوم و گزارش هاي آسماني از من بپرس! مأمون با او خدا حافظي كرده و رفت. او، يك باز شكاري داشت كه در سفرها براي تفريح با آن به شكار مي پرداخت. وقتي از امام نهم عليه السلام فاصله گرفت، پرنده شكاري را براي صيد رها كرد و باز شكاري به سرعت در آسمان ها به پرواز در آمد و لحظاتي از افق ديد خليفه ناپديد شد. سپس بازگشت، در حالي كه او ماهي كوچكي در منقار خود داشت كه هنوز نمرده بود. مأمون از آن صيد غير عادي تعجب كرد. آن ماهي را در كف دست خود گرفته و به سوي شهر آمد. وقتي به همان محل بازي كودكان رسيد، دوباره همه كودكان پراكنده شدند اما امام جواد عليه السلام از جاي خود حركت نكرد. مأمون پرسيد: اي محمد! در دست من چيست؟ فرمود: اي خليفه! پدرم از پدرانش و آنان از رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم و آن حضرت توسط جبرئيل از پروردگار عالميان نقل كرده است كه: خداوند متعال درياهائي آفريده است كه بخار آب از آن درياها بلند شده و ماهيان ريز دريا را همراه خود به آسمان برده و ابرهاي متراكمي را تشكيل مي دهند. پادشاهان بازهاي شكاري خود را به آسمان مي فرستند و آنان، آن ماهي هاي ريز را شكار كرده و به نزد شاهان مي آورند. پادشاهان آنها را به كف دست گرفته و تلاش مي كنند تا سلاله نبوت و جانشين پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم را با آن بيازمايند. مأمون كه از هوش سرشار، علم بي كران و منطق عقلاني و شجاعت آن سلاله نبوت به شدت متعجب شده بود، بي آنكه از ته دل راضي باشد، زبان به تحسين امام جوادعليه السلام گشوده و گفت: راست گفتي و پدرانت و پروردگارت هم صادقانه سخن گفته اند. به راستي كه تو فرزند امام رضاعليه السلام هستي.
/پاورقي ۵٫ مناقب، ج ۴، ص ۳۸۸؛ منتهي الآمال، ج ۲، ص ۳۲۷؛ مفتاح الفلاح، ص ۱۷۲٫/

جود و احسان
معروف ترين لقب پيشواي نهم شيعيان جواد است. آن رهبر فرزانه را به خاطر جود و عطاي فراوانش به اين نام خوانده اند كه برگرفته از نامهاي زيباي پروردگار متعال است. در فرازي از دعاي امام صادق عليه السلام مي خوانيم: أَنتَ اللهُ لا اله الا أنْتَ الجَوادُ الماجِد.
/پاورقي ۶٫ الكافي، ج ۲، ص ۵۸۳٫/
و در فرازي از دعاي روز بيست و ششم ماه مبارك رمضان، همنوا با امام زين العابدين عليه السلام مي خوانيم: يا اللهُ يا جَواداً لا يبْخَلُ يا اللهُ لَكَ اْلأسْماءُ الْحُسني
/پاورقي ۷٫ اقبال الاعمال، ص ۲۲۵٫/
خداوندا! اي بخشنده اي كه در او بخل راه ندارد. خداوندا! تو داراي نامهاي زيبا هستي! نام جواد يادآور جود و بخشش و احسان پروردگار متعال است كه در وجود مقدس حضرت امام محمدتقي عليه السلام تجسم يافته است و كرامت و احسان پدران بزرگوارش را در اذهان زنده مي كند. در اينجا برخي از نمونه هاي جود و احسان حضرتش را به نظاره مي نشينيم:
۱- علي بن مهزيار مي گويد: حضرت امام محمدتقي عليه السلام را ديدم كه نماز واجب و غير واجب خود را در يك قباي خز طاروني به جا مي آورد و براي من هم قباي خز ديگري بخشيد و فرمود: اين لباس را من در موقع انجام نماز پوشيده ام. و به من فرمود: اين لباس اهدائي را در هنگام نماز خواندن بپوش.
/پاورقي ۸٫ من لايحضره الفقيه، ج ۱، ص ۲۶۲؛ وسائل الشيعه، ج ۴، ص ۳۵۹٫/
۲- امام جواد عليه السلام در كمك رساني به محرومان و درماندگان نهايت تلاش خود را به عمل مي آورد و تا حد امكان به آنان كمك مي كرد.
محمد بن سهل بن يسع قمي از افرادي است كه به افتخار دريافت لباس متبرك از امام نهم عليه السلام نائل آمده است، او در اين مورد مي گويد: من در شهر مكه مجاور بودم. از آنجا به مدينه آمده و به حضور امام جوادعليه السلام رسيدم. در نظر داشتم كه از آن امام عاليقدر در خواست كنم كه به من لباسي به عنوان تبرك عنايت كند، اما فرصت نشد و از محضرش خدا حافظي كرده و بيرون آمدم. در پيش خود گفتم: حالا كه حضورا نتوانستم خواسته ام را به آقا بيان كنم، پس طي نامه اي از محضر آن گرامي خواسته ام را طلب مي كنم. نامه اي نوشته و تقاضايم را در آن اظهار كردم. سپس تصميم گرفتم كه به مسجد رفته و دو ركعت نماز بخوانم آنگاه صد مرتبه به درگاه الهي استخاره نمايم، اگر به دلم افتاد، كه نامه را به حضورش مي فرستم و اگر نيفتاد، نامه را پاره كرده و به دور بريزم. نماز را خواندم و بعد از نماز به دلم افتاد كه نامه را به حضورش نبرم و آن را پاره كرده و از شهر مدينه بيرون آمدم و در همين موقع كه به راه افتاده بودم، پيكي از راه رسيد و لباسي را كه در بقچه اي پيچيده بود، به همراه داشت. او از اهل كاروان از محمد بن سهل قمي مي پرسيد تا اينكه به من رسيد و مرا شناخت. به من گفت: مولاي تو! (امام جوادعليه السلام) اين لباس را برايت فرستاده است. لباس هاي تقديمي امام، دو لباس نرم و نازك بودند. احمد بن محمد گفته است: محمد بن سهل از دنيا رفت؛ من غسل دادم و در آن دو لباس اهدائي امام عليه السلام او را كفن كردم.
/پاورقي ۹٫ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۴۴؛ فتح الابواب، ص ۲۴۳٫/

نيكوكاري
خدمت به مردم و رفع نيازهاي آنان در متن زندگي امامان معصوم عليهم السلام قرار دارد. امام جوادعليه السلام نيز در اين عرصه پيشتاز بود. آن بزرگوار مي فرمود: ثَلاثٌ يبَلغْنَ بِالْعَبدِ رِضْوانَ اللهِ كَثْرَهُ الاسْتِغْفارِ وَ خَفْضُ الْجانِبِ وَ كَثْرَهُ الصدَقَهِ
/پاورقي ۱۰٫ كشف الغمه، ج ۳، ص ۱۹۵٫/
انسان با داشتن سه خصلت پسنديده مي تواند به مقام رضوان و خشنودي الهي برسد: زياد طلب آمرزش كردن، نرمخوئي و مدارا با مردم و زياد صدقه دادن. از منظر امام جوادعليه السلام خدمت رساني به مردم، در اثر نزول رحمت الهي بر انسان است و اگر فردي در اين عرصه كوتاهي و سهل انگاري نمايد، ممكن است نعمت هاي الهي را از دست بدهد. به اين جهت، آن حضرت فرمود: ما عَظُمَتْ نِعمَهُ اللهِ عَلي عَبْدٍ الا عَظُمَتْ عَلَيهِ مَؤُونَهُ الناسِ. فَمَنْ لَمْ يتَحَملْ تِلْكَ الْمَؤُونَه فَقَدْ عَرَضَ النعمَهَ لِلزوالِ
/پاورقي ۱۱٫ همان./
نعمت خداوند بركسي فراوان نازل نمي شود مگر اينكه نياز مردم به وي بيشتر مي شود. هركس كه در رفع اين نيازمندي ها نكوشد و سختي هاي آن را تحمل نكند، نعمت الهي را در معرض زوال قرار داده است. آن گرامي اعمال نيك و آثار خدمت به ديگران را براي نيكوكاران مفيدتر از افراد نيازمند مي داند و مي فرمايد: نيكوكاران به نيكي كردن بيشتر نياز دارند تا افراد محتاج و نيازمند؛ چرا كه انسان هاي خير، پاداش اخروي، افتخار و نام نيك را در پرونده اعمال خود ثبت مي كنند. هركسي كه به خدمت گزاري و نيك رفتاري با مردم و اهل درد مي پردازد، اول به خودش خير و نيكي مي رساند. پس او تشكر و قدرداني را در عملي كه براي خود انجام داده است، از ديگري توقع نداشته باشد.
/پاورقي ۱۲٫ همان، ص ۱۹۲٫/

خدمتگزار صادق
مردي از اهالي سيستان كه در يك سفري با امام محمدتقي عليه السلام همراه شده، خاطره اي شنيدني از آن سفر را گزارش كرده است، او مي گويد: در سال اول خلافت معتصم من با امام نهم همسفر شدم. در همه موارد با هم بوديم. روزي در سر سفره غذا نشسته بوديم كه عرض كردم: فدايت شوم! فرماندار شهر ما، يكي از دوستان و شيفتگان شما اهل بيت عليهم السلام است. مأمورين او براي من ماليات نوشته و پرداختن آن برايم سنگين است. شما لطف كنيد و نامه اي براي او بنويسيد كه با من مدارا كند. امام فرمود: من او را نمي شناسم. گفتم: فدايت شوم! همان طوري كه عرض كردم، او از محبين شما اهل بيت عليهم السلام است. نامه شما براي من در نزد او خيلي كارساز و مشكل گشا خواهد بود. امام كاغذي را برداشته و چنين نوشت: بسم الله الرحمن الرحيم؛ اما بعد، حامل اين نامه به تو، نكته زيبائي را يادآور شد كه تو به آيين پسنديده اي گرايش داري! مطمئناً تو در مقابل عمل نيك، پاداش نيكي خواهي داشت. به برادرانت احسان كن و بدان خداوند عزيز و جلال از ريزترين اعمال و رفتارت سؤال خواهد كرد. مرد سجستاني در آخر مي گويد: قبل از رسيدن من به سيستان، حسين بن عبدالله نيشابوري (فرماندار سيستان) از نامه امام با خبر شده بود و هنگامي كه من به شهرم نزديك مي شدم، هنوز دو فرسخ مانده بود كه به استقبالم آمد. نامه را به او دادم. او آن را بوسيده و روي چشمانش گذاشت و به من گفت: چه مي خواهي؟ گفتم: در دفتر محاسبات شما براي من مالياتي نوشته اند كه توان پرداخت آن را ندارم. دستور داد آن را براي من ببخشند و اضافه كرد: تا زماني كه من فرماندار شهر شما هستم، تو را از خراج و ماليات معاف كردم. سپس از خانواده ام پرسيد و من وضعيت اقتصادي خود و خانواده ام را برايش شرح دادم. او دستور داد كه در مورد مشكل معيشتي من اقداماتي انجام شود و مقداري هم اضافه به من كمك كرد. تا او زنده و در منصب فرمانداري سيستان بود، از من ماليات و خراج نگرفتند و احسان و عطايايش را تا آخر از من قطع نكرد.
/پاورقي ۱۳٫ تهذيب الاحكام، ج ۶، ص ۳۳۴٫/


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۹:۰۴:۳۱ توسط:سيده زينب بطهايي.نازنين بيشاش موضوع: